جوان آنلاین: شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که وقتی میخواهید اقدام به خرید کنید، یک آیندهنگری (فارغ از درست و غلط) در ذهنتان شکل میگیرد که مثلاً اگر قیمت مناسبی دارد چند تای دیگر هم بخرید. البته این در مورد کالاهای خرد صدق میکند، مثل خرید برخی البسه! این موضوع در مورد خانمها صادق است که بارها پیش آمده در سفری که مثلاً منطقهای مناسب خرید بوده است رفتند و چمدان چمدان برای خودشان و بچهها لباس خریدند. در حالی که شاید اصلاً به نسبت قد و وزن خود یا فرزندشان لباسها در مقطع زمانی اندازه نباشد. در نهایت آنها میمانند و لباسهایی که روی دستشان میماند! حالا این نگرانی و اضطراب در موقعیت وسیعتر هم قرار میگیرد. ما براساس دغدغهای که برای آینده داریم این کار را انجام میدهیم. هر چند کسی مخالف فکر اقتصادی برای معیشت بهتر نیست، قطعاً هم میپذیریم که نوسانات اقتصادی باعث میشود هر کدام از ما بیشتر از هر زمانی نگرانی یا بهتر بگوییم ترس از آینده داشته باشیم، اما اینجا حرف از رفتار افراطی در خرید است. دکتر اردشیر گراوند، پژوهشگر اجتماعی و جامعهشناس در گفتگو با «جوان» با ورود به این موضوع در مورد دلیل تمایل مردم به خرید بیشتر میافزاید: بین دو مورد تفاوت باید قائل شد. یکی بحث خرید و انبارکردن به امید گرانشدن که این دسته افرادی هستند که در شرایط اقتصادی نرمال هم احتکار میکنند و سایر افراد را هم محروم میکنند تا سوددهی برای خود داشته باشند، اما گاهی مواقع سرمایه اندک است و به دلیل نوسان اقتصاد کالایی میخرند تا ارزش پول خود را حفظ کنند. به اعتقاد وی در اولی قانون، مأمور برخورد قضایی است، اما در مورد دوم مدیریت باید صورت گیرد.
گراوند میگوید: در مورد دوم مقصر اقتصاد کلان است و باید به گونهای مدیریت شود که مردم برای حفظ ارزش پول خود تن به خرید ارز و سکه ندهند.
این جامعهشناس توضیح میدهد: ما متأسفانه تنوع فرصت سرمایهگذاری نداریم و یکی از دلایل گرایش مردم به خرید و پسانداز بر همین اساس صورت میگیرد. پایداری اقتصاد برای حفظ ارزش پول و کاهش تمایل مردم به پسانداز و تبدیل پول به مردم بر نمیگردد، بلکه مشکل حاکمیتی است.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا موانعی که سر راه کسب و کار است زمینه دلالی مردم را فراهم میکند یا خیر میگوید: هر جا دولت بزرگ و قدرتمند شد قدرت سایر بخشها کم شده و قدرت توسعه اقتصادی از دست میرود و موانع بیشتری برای توسعه به واسطه مردم ایجاد خواهد شد لذا توان مشارکت نباید از مردم گرفته شود.
گراوند با تأیید و پذیرش بحث اول در مورد افرادی که در شرایط نرمال هم دست به احتکار میزنند بیان میکند: مهار سودجویی ممکن است و دولت باید با مدیریت درست سودجویی را مهار و مردم را روشن کند که لزوما زیادخریدن و احتکار با سود بیشتر همراه نخواهد بود.
گراوند بیان میکند: انسان اساساً موجودی نفع طلب است و دوست دارد هر لحظه سود حداکثری کند، اما برای مدیریت سودجویی و جلوگیری از آن راه و روش وجود دارد، از جمله اینکه توسعه اقتصادی محقق شود تا اگر کسی تمایل به خرید داشت نگران فردا نباشد، همچنین باید در اقتصاد پایدار قرار داشت و مردم اطمینان داشته باشند که فردا همان قدرت خرید امروز را دارند.
به اعتقاد وی درصد کمی در پی سودجویی هستند و بخش عمده دیگری بر اساس نگرانی از قدرت خرید در روزهای آینده دلالانه رفتار میکنند.
گراوند یادآور میشود: اقتصاد پایدار مردم را به سمتی سوق میدهد که نگران فردا نباشند و درصدد ذخیره بر نیایند. اخلاق و نظام اجتماعی نیز حکم میکند گفتوگویی با مردم شکل بگیرد تا سبک زندگی صرفاً پسانداز محورانه و خرید ذخیرهای نداشته باشند.
این جامعهشناس خاطرنشان میکند: قبول دارم بخشی از سبک زندگی مردم به سمتی رفته که خرید بیشتر را دوست دارند، اما بخشی از این موضوع مشکلات اقتصادی و بخش دیگری تحت تأثیر فضای مجازی است. البته که چنین روندی در اقتصاد خرد خوب است و باعث میشود اقتصاد خرد به گردش درآید، اما بخشی از جامعه نیز به این فکر میکنند با مبالغ خود قادر به خریدهای کلان نیستند در نتیجه وضعیت زندگی آنها به خریدهای بیشتر به صورت خرد اختصاص پیدا کرده است.